دانستن، فهميدن و چشيدن خدا
298 بازدید
تاریخ ارائه : 11/10/2012 12:05:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان


درباره خدا، سه نوع يا سه سطح شناخت ميتوانيم داشته باشيم:
1. اطلاعات درباره خدا (شناخت سطحی و پراکنده و عامیانه‌ی خدا)
2. علم به خدا (شناخت منسجم و عالمانه‌ی خدا)
3. معرفت به خدا (شناخت عمیق و عارفانه‌ی خدا)
هر کدام از اینها در یک سطحی شناخت ما رو به خدا بهتر می‌کنند. اما چطوری و با چه شیوه و روشی؟
«شناخت عاميانه» با مطالعه‌ي کتاب هایی که خود بشر (علمای بزرگ بشر) نوشتند حاصل مي شود. مثل كتاب توحيد استاد مطهري.
«شناخت عالمانه» با مطالعه «کتاب آفاق» حاصل ميشود. کتابی که دست نوشته خداست. یعنی «کتاب طبیعت». «شناخت عارفانه» هم با مطالعه است اما مطالعه «کتاب أنفُس»، باز کتابی که نوشته خداست. يعني «کتاب نفس» كه همان نفس ماست.(تعبير من عرف نفسه عرف ربه و تعبير نفخت فيه من روحي كه يادتان هست.)

به هر حال هر سه مرحله خداشناسي، با مطالعه حاصل است اما مطالعه كتاب انسان و كتاب خدا (قرآن، آفاق و انفس)
لازمه‌ي شناخت عاميانه، «تعلّم» است. لازمه‌ي شناخت عالمانه، «تفکّر» و بالاخره لازمه‌ي شناخت عارفانه خدا، «تعبّد» است. تعبد به شريعت.

در اولین سطح، «دانستن» مطرح است. در دومی «فهمیدن» و در سومی «چشیدن». اولي «خداشناسي» است دومي «خداجويي» و سومي «خداگرايي».

میان اینها تفاوت از زمین تا آسمان است. اولي عرصه «اصطلاحات» است و دومي عرصه «استدلالات».

یک وقت شما مزه‌ی خرمالو را برایتان تشریح می‌کنند شما می‌فهمید اما یک وقتی می‌خورید. که در واقع شما می‌چشید.
جالب است امروزه کسی که چهار تا کتاب الهیات و دینی٬ کلامی و فلسفی میخواند تصور میکند خداشناس شده! در حالی‌که این نازلترین سطح خداشناسی است و بلکه اگر خداشناسی او در همین سطح بماند، نوعی بت‌پرستی است زیرا او خدای ساخته ذهن خود با چهار تا کلمه را می‌پرستد. البته باید میان او و بت پرست از باب کلماتی که بر زبانش جاری میشود (نماز) تفکیک کرد. اما از نگاه عارفان او یک بت پرست است. زیرا چه بسا همین اصطلاحات٬ اطلاعات و استدلالات او درباره خدا٬ حجاب میان او و خداست. لذا شما می بینید در قرآن از میان این سه سطح خداشناسی٬ اولی را هیچ جا توصیه نمی‌کند اما به دومی و سومی چرا. مخصوصا به دومی (یعنی سفر به دنیای طبیعت از خاک تا افلاک٬ از زمین تا زمان...) فراوان توصیه شده. چون عمومی‌تر و جذابتر است. و بیشتر با ذائقه بشر امروز و فرداها که سروکارشان با علم و عقلانیت است میخواند. اما آخرین سطح خداشناسی، شناخت عارفانه است. شناخت از روی معرفت. قبلی شناخت از روی علم این روی عرفان. شناخت عارفانه خیلی متفاوت از شناخت عالمانه است. به تعبير طلبگي ماده‌ی «علم» با «عرف» فرق دارد.در شناخت عارفانه، نه از اصطلاحات خبری است و نه از استدلالات. اینجا عرصه‌ي تجربه، شهود، عرفان، وجدان و فطرت است.
خوش به سعادت اونايي كه اصلا هنوز دوتا كتاب هم درباره خدا نخواندند! چه برسد به اين سه كتاب! آنها همانهايي اند كه باباطاهر درباره شان گفت:

خوشا آنان كه هِرّ از بِرّ ندونند!    نه كتابي خونندند و نه دونند!

منظورم، كساني‌اند كه «فوق» اين سه دسته اند نه «دون» اين سه دسته.

حالا یک سوال:

به نظر شما برای مطالعه "کتاب نفس" چکار باید بکنیم چطور باید مطالعه کرد؟